
چیزهایی درباره خودم،شهرم،کشورم،...
گرچه دست و دلم برای نوشتن در مورد این عکس(این جا) نمی رود اما چه کنم که شیطنت یکی از وبلاگ های جدیدالتاسیس این روزها، مرا بران داشت تا برای روشن کردن دقیق موضوع هم که شده این مطلب را بنویسم شاید از ادامه بی اخلاقی قسمت نظرت وبلاگ مذکور جلوگیری شود. باید بگویم اینکه این خانم ها چه کسانی هستند دردی از درد های شهرستان و مشکلی از مشکلات شهرستان را حل نمی کند باید کمی بزرگتر از این فکر کنیم. این عکس که ابتدا توسط وبلاگ های آقای عباسی (این جا)در تاریخ ۱۵/۱۲/۹۰ منتشر شد تصویر 4خانم به طور کامل و واضح دیده می شود که عبارتند از:
1. خانم نیکنام همسر آقای عباسی.
2. خانم بینا(ردیف جلو کنار خانم نیکنام) که مادر راننده آقای عباسی و مادرخانم آقای عاشوری رئیس دانشگاه آزاد رودسر می باشد که اتفاقاً دریکی از صندوق های اخذ رای نیز حضور داشتند.
3. 2خانم جوانی هم که در ردیف دوم دیده می شوند 2خواهر می باشند که دختران آقای عباسی نیستند بلکه دختران یکی از طرفداران ایشان در بخش کلاچای می باشند که اتفاقاً خانم سمت چپ در آموزش و پرورش یکی از ادارات شهرستان توسط آقای عباسی به کار مشغول شده است!
به حضور این خانم هایی که در عکس مشاهده می شود هیچ اشکالی وارد نیست بلکه در آن مراسم که توسط کاندیدای محبوبشان ترتیب داشته بود شرکت داشتند فقط همین! گرچه آقای عباسی در دوره نمایندگی اش،اخلاق واژه بیگانه ای برای او بود اما این روزها تاکتیک آقای عباسی مظلوم نمایی هست که باید این مورد را مد نظر داشت و در زمین او بازی نکرد!
اهمیت کشاورزی با توجه به امنیت غذایی و بحث اشتغالزایی این حوزه بر کسی پوشیده نیست اما در عمل کشاورزی منطقه با مشکلات عدیده ای روبروست؛ استرس و نگرانی در تمامی مراحل کاشت، داشت، برداشت همراه کشاورز است. افزایش هزینهها از مشکلات عمده کشاورزان است که نهایت بیانصافیست در حالی که هزینهها با توجه به نرخ تورم رشد پیدا می کند اما این نکته در فروش محصول و درآمدزایی کشاورز رعایت نمیشود. باید به فکر افزایش درآمد کشاورزان بود تا کشاورزان نیز انگیزههای لازم را داشته باشند چراکه همین فقدان انگیزه باعث شده که امروز ما با پیر بودن جمعیت کشاورزان روبرو شویم و جوانان استقبال نکنند. کشت ترکیبی و توسعه چندکشتی و ایجاد صنایع تبدیلی به طور قطع باعث درآمدزایی کشاورز می شود. یافتههای علمی و تحقیقاتی بخش کشاورزی با توجه به رشد و پیشرفتی که در این حوزه در دنیا صورت گرفته بهرهوری را بالا برده اما ما در ترویج و انتقال آن به کشاورز به درستی عمل نمیکنیم. بحث فراهم آوردن زمینه تحقیقات در کشاورزی در تمامی مراحل آن مخصوصا فروش، بازاریابی، کاشت و... از اولویتهای بخش کشاورزی منطقه باشد. تنوع محصول در منطقه زیاد است و این یک حسن است و باور کنید باز هم میتوان این تنوع محصولات را بیشتر کرد اگر در بخش تحقیقات و یافتهها، روی محصولات مختلف کار کرده باشیم که این خود به کشاورزی ترکیبی منجر خواهد شد. و مطمئنا کشاورز هم به بخش تحقیقات اعتماد دارد و استقبال می کند. چراکه نهایتا به افزایش درآمد کشاورز منجر میشود و این باید فرهنگ غالب در بین کشاورزان باشد. ما بهترین کشاورزان دنیا را داریم و الحمدالله بهترین منابع دنیا را هم داریم اما متاسفانه خروجی آنچنانی نداریم. واقعاً چرا؟ مطمئن باشید با توجه به روند موجود و واردات بی رویه و تبلیغات توخالی محصولات وارداتی، کشاورزی ما به تدریج در حال نابود شدن است. تا کی باید تیشه به ریشه کشاورزی داخلی بزنیم؟! خودمان را جای آن برنجکاری بگذاریم که با هزار زحمت و گرفتاری روزمره، گرمای تابستان را به جان می خرد، اما هجمه های تبلیغاتی صداوسیما فروش محصولش را با مشکل مواجه می کند ولی باید بسوزد و بسازد! آیا این انصاف است. اینجاست که جای نطقهای آتشین نماینده مردم در مجلس خالیست!! بیایید با کشاورزان صادق باشیم. در آرم وزارت جهاد کشاورزی آمده است: همه با هم جهادکشاورزی. اما در عمل چرا دیواری کوتاهتر از کشاورز پیدا نمی کنیم؟ آیا کشاورزی را بدون کشاورز می خواهیم مگر این شدنیست؟! نگاه ما باید نسبت به اقتصاد منطقه تغییر بکند. اقتصاد کشاورزی ما باید رونق بگیرد باید حلقه های مفقوده اقتصاد را پیدا کنیم و جبران کنیم، یکی از حلقه های گم شده اقتصاد در منطقه بحث صنایع تبدیلی هست. در بعضی از کشورهای اروپایی باتوجه به اینکه تولید کننده یک محصول خاص مثلا محصول x نیستند اما با وارد کردن آن محصول فرآوردهها و ارزآوریهای بالایی تولید میکنند. عدم توسعه مکانیزاسیون در کشت و برداشت، باعث هدر رفت محصول میشود. از طرفی بی ثباتی مقررات بانکی و عدم حمایت موثر از صنایع بستهبندی و فرآوری باعث ایجاد بحران در محصولات کشاورزی منطقه ما شده است. عدم نوسازی واحدهای سنتی و کارخانجات، نبود حمایت از صنایع نوین یکی دیگر از دلایل می باشد. بهرهوری پایین در تولید، کمبود نقدینگی و بالا بودن هزینه تولید، قدرت رقابت بین الملل را از تولیدکننده ما گرفته است این در حالی هست که کشورهای دیگر از حمایتهای دولت بعنوان رقابت و ماندگاری در بازار برخوردارند و به همین دلیل از تولیدکنندگان ایرانی پیشی گرفتهاند.
باسمه تعالی
با سلام خدمت برادرانقلابی، سردار روشنگری و عمار عرصه جنگ نرم مهدی اشکوری
قلم انقلابی شما در این دوره از انتخابات در حوزه انتخابیه رودسر و املش توانست دیوارهای انسداد تمامیت خواهانی را بشکند که هر روز به فرزندان انقلابی حضرت روح الله برچسب ضد ولایت می زدند. قلم شیوای شما توانست به معامله گری و باندبازی خاتمه دهد.آنانی که با تئوری دفع افسد به فاسد یا قرائت دیگر آن دفاع از ولایت به هر قیمت نتوانستند از مردم رای بگیرند بلندگوهای وامدارشان را بلند نموده اند و میگویند ما عامل شکستیم !چقدر خوشحال شدم که گفتند شکست، آری ما عامل شکست جریان تمامیت خواهی،جریان باندبازی و جریان خودانقلابی انگاری ای هستیم که با عمل خود به دفع حداکثری و جذب حداقلی می پرداختند و این تکلیف توبه بردار نیست.چرا که امام خمینی (ره) می فرمودند که ما موظف به انجام تکلیفیم چه کشته شوید و چه بکشیم.ما مجاهدانه با منافقان احمق و جاهلان متعبد مبارزه مقدس نمودیم و چه زیبا بود این مبارزه.آنان که امام علی (ع) اینچنین معرفی شان نمود :امیرالمومنان علی (ع) فرمود: (خصال– بابالانثین) دو گروه پشت مرا شکستند: مرد فاسقی که عالمانه سخن می گوید و جاهلی که متعبد و متنسک می نماید. آن یک بواسطه زبانش فسقش را می پوشاندو این بواسطه تعبدش جهلش را. از علماء فاسق و متعبدین جاهل برحذر باشید ، ایشان ریشه فتنه هایند.شنیدم که رسول خدا(ص) می فرمود: ای علی! هلاک امت من به دست منافقانی است که عالمانه سخن می گویند .این پیروزی بزرگ نتیجه روشنگری مجاهدانه شماست که توانستید بر چیرگی شیطان بر مخلصین غلبه نمایید .لطفا این نامه را در قالب یک پست منتشر نمایید.
ضمن سلام وتشکراز این دوست نادیده ام،خودم را شایسته این همه محبت شما نمی دانم. برای شما برادر عزیز آرزوی سلامتی و عاقبت بخیری دارم. التماس دعا
سلام ای غرور فرزند شهید
سلام ای بغض گلوی زن روستایی
سلام ای آه کشاورز و چایکار
خداحافظ آقای عباسی
ادامه دارد...
مطلب بعدی : آقای عباسی چه کاره می شود؟!
دکتر زاکانی رئیس جبهه متحد اصولگرایان طی نامه ای رسمی به استاندار گیلان مراتب اعتراض خود را به سوء استفاده از اسم جبهه متحد اصولگرایان توسط آقای عباسی در شهرستان رودسر اعلام کرد. لازم به ذکر است که این جبهه رسماْ از شخص خاصی حمایت نکرده است اما شواهد حاکی از آن است که به طور غیر رسمی از کاندیدای خاصی(غیر از عباسی) حمایت می کند. دکتر زاکانی رئیس کمیته تحقیق و تفحص از دانشگاه آزاد در مجلس بودند که کاملا از برده بودن بعضی از نمایندگان نزد جاسبی اطلاع دارد!

چند روز پیش که از رشت به رودسر سوار یک پراید توراهی شده بودم، نزدیک های لنگرود که رسیدیم در حین انواع صحبت هایی که راننده جوان با سرنشین (دوستش) می کرد، ناگهان گفت من حتماً در انتخابات جمعه شرکت می کنم گرچه به این افراد کاندیدا امیدی ندارم، فقط بخاطر اینکه شناسنامه ام مهری زده شود شرکت می کنم! این رو که گفت در صندلی عقب، مسافر کناری من برآشفت و گفت: آقای راننده اصلا شرکت نکن! شناسنامه چیه؟!! تا رفتم بگم چرا اخوی؟! ادامه داد من خودم از خانواده شهدا هستم میگم رای ندین؟! این عباسیه....! گفتم اسم شهیدتان چیه؟ با شما چه نسبتی داره؟ کجایی هستین؟ گفت: شهید ....، پدرمه رودسر. گفتم حالا جریان چیه؟؟ گفت چند وقت پیش از شدت عذاب بیکاری نادانی کردم نامه ای به عباسی نوشتم و رفتم پیشش؟؟ به اقای عباسی گفتم فلانی هستم از خانواده شهدا مشکل کار دارم؟؟؟ عباسی در جوابش می گوید الان دیگه همه خانواده شهدا هستند! این فرزند شهید ادامه داد تا این جمله را شنیدم بغض گلویم را گرفت! راننده گفت واسه چی نزدی تو گوشش؟؟؟ فرزند شهید فقط سرش را تکان می داد! اتفاقاً این فرزند شهید در میدان شهدای رودسر پیاده شد! شماره اش را گرفتم و خداحافظی کردیم!!این توهین عباسی از صدتا فحش برای آن جوان بدتر بود. آقای عباسی غرور یک فرزند شهید را شکستن هنر نیست، الان واسم آدم شدی؟ زمانی که پدرانشان در جبهه و جنگ بودن تو کجا بودی؟؟بنا دارم انشالله بعد از مشورت با دوستانم در تهران و این فرزند شهید رسماً از آقای عباسی شکایت کنم. آری فقط فرزندان آنهایی که اهل معامله اند عزیزند! آری فقط خانواده شهدایی که از جنس آقای پسند برایت فعالیت می کنند خانواده شهیدند! اگر برایت فعالیت نمی کردند باز خانواده شهید حسابشان می کردی! فردا هم تمام می شود اما بترس از آه بغض این فرزند شهید .... . مگر جز این هست که پدرش برای دفاع از جان و ناموس من و تو رفت جبهه؟ حق گرفتنی هست!! شیر مادر حرامم باد اگر این مطلب ذره ای صحت نداشته باشد!!
**اسم این شهید عزیز به دلیل جلوگیری از تهدید آقای عباسی فعلا محفوظ می باشد.
خداوندا: "رای من" همه شرافت من است! و همه سرمایه ام، "رای من" همه حق من است! در تعیین سرنوشت که تو به من عطا فرمودی، "رای من" همه دارایی و توانایی من است! برای ساختن فردایی بهتر!و نشانه اختیار من است و قدرت انتخاب، "کمکم" کن تا این شرافت وسرمایه و اختیار را به پایه هوس های زودگذر مادی قربانی نکنم!" کمکم" کن تا این قدرت و ودیعه را به قرص نانی و طمع وامی و به مهمانی شامی از من نستانند!"دانایی ام ده" تا این امانت بزرگ را به " امینی صادق" بسپارم به "آینده سازی" دانا و توانا! هم او که بداند من بهای رای ام را از او نستاندم و او در مقابل رای من مسئول است.
---۱۲ اسفند به کسی رای دهیم که انگیزه خدمت،صداقت، عشق و محبت زنده بماند!

آیا تا کنون از خود پرسیده اید سوءاستفاده های بانکی چگونه پدید می آید؟ شاید یکی از دلایل اصلی آن،انتخاب مدیران و معاونان شعبات بانکی بدون در نظر گرفتن شایستگی و تنها بر اساس رانت و معامله باشد. چرا یک نماینده باید تا این سطح در امور اجرایی دخالت داشته باشد؟ آیا همه جوانانی که در شهرستان رودسر و املش به شغل بانکی علاقمندند باید حتماْ در منازل پدرخانم خود جلسه انتخاباتی برگزار کنند؟ آیا باید حتماْ پدرخانمشان تا کمر برای نماینده خم شود؟؟؟ آیا برای انتقالی کارمند یک بانک به شهرستان باید حتما حق و شایستگی را نادیده گرفت؟ و از آنطرف آن مدیر شعبه و معاون چقدر در خدمت رسانی به مردم شریف شهرستان اسقلال تصمیم گیری خواهد داشت؟ آیا فردا می تواند در مقابل خواسته ناحق نماینده نه بگوید؟؟؟
***بدعت گذاری این معامله گیری ها تنها دودش به چشم شهرستان می رود. کم نیستند اینگونه افراد در عکس هایی که آقای عباسی در رسانه هایش منتشر می کند. از جمله پیمانکارانی که مزایده به سمت آنها می رود.
هرساله طبق برنامه های 5ساله کشور و طبق چشم انداز 20ساله ، پیشرفت هایی در حوزه های آب،برق، گاز، جاده و این دست امکانات صورت می گیرد؛ پیشرفت در این زمینه ها هیچ ربطی به نماینده مجلس ندارد، یعنی چه یک شهرستان در مجلس نماینده داشته باشد چه نداشته باشد این کارها به صورت روتین و خودکار پیش می رود!! طبق بودجه هایی که هرساله توسط دولت برای این امور در نظرگرفته می شود، در آغازهر سال براساس مقیاسی مثلاً کیلومتر لوله یا خانوار(جمعیت) یا تعداد روستا این امکانات در اختیار مردم قرار می گیرد. آقای عباسی پیشرفت هایی که در زمینه آب، برق، گاز صورت گرفته را به دروغ به خود نسبت می دهد؛ در صورتی که تنها زمانی ایشان می توانست این کار را بکند که تنها در شهرستان رودسر و املش ما شاهد این موارد بوده باشیم. در صورتی که اینگونه نیست و اکثر شهرستان ها در این زمینه حتی جلوتر از ما هستند؛ همین شهرستان مجاور ما لنگرود را مقایسه کنید! در دولت های نهم و دهم مخصوصاً نهم جهش بودجه ای زیادی در این حوزه ها شاید بودیم که در قالب سفرهای استانی و چندین برابر شدن بودجه های عمرانی و زیرساختی برای همه ما کاملا مشهود است. این طرح های آب و برق و گاز نتیجه آن است و اصلاً ربطی به آقای عباسی ندارد، این از بی تقوایی ایشان و بی احترامی به شعور مردم هست که می آید اینگونه بی محابا مردم را ساده فرض می کند!! اما آقای عباسی اگر عرضه و توان کار در این زمینه ها را داشتی می خواهم بدانم زمانی که پیش از هدفمندی یارانه ها در مجلس بر سر قیمت بهای گاز مصرفی که توسط مجلس ناحیه بندی می شد چرا ساکت بودی؟ هوای بسیار گرم و شرجی تابستان و هم سرد زمستان چه تناسبی با منطقه معتدل دارد که باید این بهای ناعادلانه را بپردازیم. اینجا بود که یک نماینده می توانست کاری برای مردم بکند همانطور که نماینده سمنان برای گرفتن حق مردم دیارش مجلس را بهم ریخت و نگذاشت ضرری در این ناحیه بندی متوجه مردم شهرستانش شود! ناخودآگاه یاد کفن پوش کردن چند فرد در تبلیغات انتخاباتی دوره قبل توسط آقای عباسی می افتم که به دروغ می گفت چای را... اما در عمل چیزی که ما دیدیم نابودی صنعت چای بود؛ زرنگ باشید و گول نخورید به این وعده های شب انتخاباتی آقای عباسی توجه نکنید و ایمان داشته باشید که پیشرفت شهرستان رودسر و املش از راه حذف آقای عباسی از نمایندگی مجلس می شود. یادمان باشد عاقل از یک سوراخ 2بار گزیده نمی شود!!

مطلب مرتبط با این عکس(این جا)
آقای عباسی همانطور که در جلسه رای اعتماد وزیر پیشنهادی ورزش و جوانان بعنوان موافق ایشان صحبت کردی(حالا اینکه بخاطر عملکردش بود یا جبران محبت شخصی بماند!)، اما چرا بخاطر رضای خداهم که شده از اهرم های نمایندگی چون سوال یا استضیاح وزیر جهاد کشاورزی و... اقدام نکردی؟! . راستی فرق این زنان زحمتکش(مادرانمان) با همسرتان چیست که او امروز حقوق آنچنانی می گیرد اما شب عید است هنوز زن چایکار.... ؟؟؟؟

اشکور نیوز خبرگزاری مردمی و بیطرف اشکورات کاندیدای منتخب خود را برای نهمین دوره مجلس شورای اسلامی معرفی کرد(این جا)


محتوای این نامه به سایت رسمی آقای عباسی و وبلاگ های مرتبط با ایشان فرستاده شده است. اگر تمایل دارند که رسمی تر باشد شماره فکس ستاد خود را بفرستند تا ارسال شود. امروز یکی از دوستان جهت هماهنگی با تلفن همراه ایشان تماس گرفتند که متاسفانه پاسخگو نبودند.

مطلبی به روایت یکی از وبلاگ های خودنمایی آقای عباسی خواندم که در چندین خط عباسی را کاندیدای اصلح نامیده بود، خیلی عجیب است!!! گویا از فعل معکوس استفاده کرده اند. نقد این مطلب قضاوت را برای شما آسان تر می کند. شخصی که امروز در پرونده اختلاس بعنوان سلطان رشوه شناخته می شود روزی بعنوان قهرمان صنعت و کارآفرینی شناخته می شد! یک سوال:ازکجا معلوم که عباسی سر از کانادا و آمریکا درنیاورد؟!....
**قسمت آبی پاسخ های من و قسمت مشکی عیناْ از آن وبلاگ می باشد! سعی کردم پاسخ ها کوتاه باشد!
چرا دکتر عباسی را اصلح میدانیم؟ چرا عباسی را صالح هم برای نمایندگی مردم نمی دانم؟
مقاله زیر توسط روزنامه همشهری در روز شنبه تاریخ ۸بهمن امسال نوشته شده است. پیشتر نیز روزنامه ها و سایت های گوناگون هرکدام به اندازه بضاعت خود در مورد اوضاع نابه سامان چای و محصولات دیگر یادی از کشاورزان و چایکاران کرده بودند. اما آقای عباسی نماینده یکی از شهرستان های چایخیز(رودسرواملش) تازه ۲ماه مانده به انتخابات یادش می افتدو بخاط حفظ ظاهر هم که شده یادی می کند! شب عید است، هنوزم که هنوزه مزدشان را بخاطر بی عرضگی نماینده شهرستان نگرفته اند. بازم دم روزنامه ها گرم!!

صنعت چای یکی از پراهمیتترین صنایع در برخی از کشورهای دنیا محسوب میشود چراکه نقش آن در میزان اشتغال، حجم سرمایهگذاری، سیستمهای متنوع تولید و بازرگانی کالا و... بسیار پراهمیت است.
آقای عباسی آنگاه که بجای اینکه باری از روی دوش مردم برداری، پا روی دوش مردم می گذاری تا خودت را بالا بکشی؛ آنگاه که غرور کشاورزی را بخاطر روزه سکوتت در مجلس پیش زنو بچه اش له می کنی؛ آنگاه که کاخ آرزوهای جوانی را بخاطر سلیقهمحوری و پسرخالهبازیها ویران می کنی؛ آنگاه که شمع امید خانواده ای را بخاطر نفعجویی و تملق و چاپلوسی خاموش می کنی؛ آنگاه که حق بنده ای را با بی عدالتی نادیده می انگاری اما برای خانواده ات دیده ها تیز می کنی؛ آنگاه که گوشت را می بندی تا صدای خردشدن غرور یک چایکار را نشنوی؛ آنگاه که برای گرفتن رای مردم به دروغ و عوامفریبی متوسل می شوی؛ آنگاه که عکس شهدا را می بینی اما برعکس شهدا عمل می کنی؛ آنگاه که خدا را می بینی و بندگان خدا را نادیده می گیری؛.... می خواهم بدانم دستانت را به کدام آسمان دراز می کنی تا برای خوشبختی خودت و خانواده ات دعا کنی؟
دکتر غلامعلی حدادعادل چند روز پیش فرمودند:"موضوعی که این روزها تعجب آور است این است که هرکسی که در لیست قرار نگرفت می رود و یک جبهه تشکیل می دهد که این کار عجیب هست." حال به لیست هایی که نام آقای دکتر!!!! عباسی در آنها قرار گرفته اند می اندازیم: جبهه بصیرت و بیداری؛ این جبهه تازه تاسیس بعد از قرار نگرفتن شهاب الدین صدر در هیچ لیستی توسط او تاسیس شد. جالب هست که موسس آن رد صلاحیت می شود. حال این لیست که موسسش صلاحیت ندارد خود آیا صلاحیت دارد؟؟! این لیست ها اساساً در شهرستانها تنها برای فریب مردم کاربرد دارد. "جبهه متحد اصولگرایان ولایی گیلان" دیگر جبهه ای هست که نام ایشان در آن قرار دارد. این جبهه نامش بسیار شبیه جبهه متحد اصولگرایان می باشد؛آوردن کلمه پسوند ولایی مرا یاد جامعه وعاظ ولایی می اندازد یعنی همان وعاظ حامی مشایی! حال اینکه این جبهه تا حالا کجا بوده و چه هدفی دارد بگذریم. امان از دست این جبهه های شب انتخاباتی!! حال جبهه پایداری؛ ننگ این جبهه اسدلله عباسی کاندیدای شهرستان رودسر واملش می باشد، جبهه ای که با این انتخاب خطوط قرمز خود از جمله انحراف و... را زیر پا گذاشت. شخصاً با آقای دکترلنکرانی(وزیر سابق بهداشت)،آقای دکترمحمد سلیمانی (وزیر سابق مخابرات) و یکی از کاندیداهای جوان این جبهه به نام آقای خطیبی و بعضی از دوستان نزدیک به این جبهه این نکته را یادآور شدم که این ننگ جبهه پایداری را حذف کنید ! بهرحال نتیجه این شد که انتخاب آقای عباسی در این لیست تنها انتخاب شده توسط یک نفر می باشد نه انتخاب شورای مرکزی جبهه پایداری! فردی که شناخت کمی از آقای عباسی دارد و بعضاً در مقابل کدهایی که بروبچه های اندیشه مستقل که با ایشان صحبت می کردند می گفتند اظهار تعجب می کرد! بهرحال رفیق بازی همه جا هست دیگر اما جدا از این مسئله در نهایت استدلال و استنباط هایی آورد که کاملا بی ربط بود یعنی بخاطر کاندیدای رقیب اسمش را آوردیم! اسم و مشروح صحبت دوستان در این زمینه بعداً تقدیم می گردد. بهرحال آقای عباسی که در زمان جبهه و جنگ تحمیلی معلوم نبود کجا بود این روزها سابقه جبهه هم دارد! جبهه، جبهه هست دیگر چه فرقی می کنه! مگر برای ایشان فرقی می کرد چگونه دکترا بگیرد!! خونش گویا در زمان جنگ تحمیلی از خون جوانان دیگر رنگین تر بود .
شخصاً 3ابزارو سلاح آقای عباسی نماینده فعلی شهرستان را تطمیع، تهدید و تحمیق مردم می دانم که انشالله تا آخر هفته این بحث را باز خواهم نمود. اما نمونه تطمیع؛ بیکاری در شهرستان رودسر و املش بیداد می کند که انصافاً حقش نیست چرا که فرصت های بالقوه و بکر فراوانی برای اشتغالزایی وجود دارد که با بی تدبیری و نبود تخصص به راحتی از دست می روند. در نگاه اشتغال داری نه اشتغالزایی اگر اداره ای مثلا دانشگاه یا هر نهاد دیگری نیاز به نیروی جدید داشته باشد بدون شک اولویت با جوانان فارغ التحصیل بیکار می باشد. جوانانی که شهرستانشان فرصت های بی نظیری در 3 حوزه صنعت، کشاورزی و گردشگری دارد؛ اما توجه به کارهای حاشیه ای زیادی که در شهرستان می شود آنها را به درد بیکاری وسربار خانواده دچار ساخته است. شایستگی،صلاحیت و توانمندی هم که اصلاً خبری نیست! اگر از ادامه اشتغال یکی از مدیران ارشد شهرستان رودسر که با اینکه بازنشسته شده اند اما همچنان سرکار میرود بگذریم؛ مورد زیر بسیار عجیب هست! امااینها برای آقای عباسی مهم نیست مهم معامله ای است که بواسطه نادیده گرفتن حق مردم صورت می گیرد، وجدانی هم در کار نیست! پیشتر نیز توسط وبلاگ های دیگر به صورت نمونه اشاره شده بود. فرد مورد نظر شخصی هست به نام آقای س پدرپور که در بخش کلاچای ساکن هست. ایشان با اینکه بازنشسته آموزش و پرورش هست ابتدا توسط آقای عباسی در دانشگاه آزاد اسلامی رودسر و بعدها(امروز) در پیام نور کلاچای مشغول به کار هست! آیا واقعا عادلانه است شخصی که ماهانه از حقوق بازنشستگی برخوردار است به کار اداری دیگری که حق یک جوان بیکار هست نیز اشتغال داشته باشد. کم نیستن خانواده هایی که چند جوان فارغ التحصیل بیکار در خانه دارند. قضاوت با شما، آیا این رسم مردانگی و نمایندگی هست؟! (برای اطلاع از اسم دقیق فرد مذکور لطفا ایمیل خودتان را وارد کنید)
ضرب المثلی هست که می گوید کاری که گرگ به سختی انجام می دهد روباه به راحتی انجام می دهد؛ شاید مطلب جاری من بی ربط با این ضرب المثل نیشدار نباشد. در هفته قبل که جلسات انتخاباتی آقای عباسی در منازل مسکونی برگزار میشد، آقای عباسی در هر شهر و منطقهای پای ثابت منازل انحصارطلبان بود.(اینکه انحصارطلبان چه کسانی هستند در مطالب بعدی!). این جلسات با استقبال ضعیف مردم بومی مواجه میشد به طوریکه در وبلاگ های عباسی عکسهایی که از آن جلسات با ذکر نام آن شهر نشان داده میشود معمولا مردم بومی کمتر دیده میشوند!. آقای عباسی برای این عدم استقبال حیله جالبی به کار میبرد، بهرحال هرچه باشد او در عوامفریبی و ظاهرفریبی دستی بر آتش دارد! آقای عباسی افراد زیادی از شهرهای اطراف را همراه خود به آن جلسات می برد به طوریکه عمدتاً70% افراد حاضر در هرجلسه غیر بومی هستند به عبارت دیگر این 70% پای ثابت جلسات خانگی آقای عباسی در جاهای مختلف بودند. این جلسات که عمدتاً در شب برگزار می شد، با حجم زیادی از ماشین های سواری که معمولاً تک سرنشین یا دو نفره بودن این القا را می خواستند بکنند که ایشان رای میآورد. در یکی از جاها یکی از دوستان اندیشه مستقل به نکته جالبی پی می برد و آن اینکه تعداد زیادی از پلاک ماشین های حاضر با نمره 56ص نبود. گرچه با توجه به حضور دوستان عباسی در محل حاضر، ایشان از بعضی از پلاک ها با تلفن همراه خود عکس می گیرد که برایم فرستاده اند. بطور نمونه 2مورد آن در زیر نشان داده شده است!

فضای عوامفریبی و ظاهرفریبی شهرستان باید تغییر کند، باهم می توانیم!

آقای عباسی بعد از انتخابات دوره قبل مجلس(مجلس هشتم) با اقای علیجانی وارد رایزنی می شود که به او مسئولیت و... بدهد، اما علیجانی در مورد حق مردم با او معامله نمی کند. و این می شود که آقای عباسی تلاش هایش بر علیه او را آغاز می کند. در گام اول نامه ای علیه مهندس علیجانی به نهادهای مرتبط با او می زند به عبارتی بقول امروزیها که زیرآب زنی کند؛ اما آنکه حساب پاک است از محاسبه چه باک هست! نهادهای مربوطه در جواب نامه عباسی ضمن تایید مهندس علیجانی ایشان را شخصیتی سالم، منشا اثر و ارزشی معرفی می نمایند و نکات گفته شده ایشان را وارد نمی دانند. نام: محمد علیجانی جرم: سرکاربردن جوانان منطقه
عباسی وقتی زورش به شخص علیجانی نمی رسد، به این اکتفا نمی کند و به سراغ خانواده اش از جمله برادر او می رود. در این گام برادر مهندس علیجانی که در کمیته امداد شهرستان رودسر مشغول به کار است تلاش های زیادی از سوی عباسی برای اخراج یا انتقال او به خارج از شهرستان روبه رو می شود. از رایزنی در تهران گرفته تا استان و شهرستان! اما این بار نیز آقای عباسی موفق نمی شود و برادر آقای علیجانی امروز نیز همچنان در کمیته امداد شهرستان مشغول به کار هست. گرچه آقای عباسی یک ضعیف کش هست ومحدودیت های زیادی را برای رقیبان و طرفداران آنها وارد کرده است از محرومیت تدریس گرفته تا ....اما باید بداند دست بالای دست بسیار است و این دنیا خدایی هم دارد. خوب هست آدم کمی خداترس باشد واقعا عجیب هست شخصی که عنوان نمایندگی مردم را یدک می کشد با عث اذیت و آزار مردم شود!! آیا واقعا رواست چنین افرادی که شخصیت اخلاقی ناسالمی دارند نماینده مردم در مجلس شورای اسلامی باشند؟؟؟ آزموده را آزمودن خطاست!عباسی به جای توانمندی سازی خودش وتمرکز بر رشد خویش، می خواهد رشد دیگران را متوقف کند؟!
اما آقای عباسی بدان شکست دیگری هیچ کمکی به شما نمی کند و نه تنها سود آنچنانی برایت ندارد چه بسا مشکلاتی را نیز برایت به بار بیاورد. راه درست این است که به جای زیرآب زدن دیگران سعی کن خودت مانند آنها به موفقیت و پیشرفت برسی. آقای دکتر!! حسادت را بگذار کنار و از آثار منفی آن در امان بمان.
مطالب روز شنبه و یکشنبه:
۸سال خیانت / کاری که گرگ به سختی انجام می دهد، روباه به راحتی انجام می دهد!
شاید بد نباشد پیش از آنکه مطلب کپی برابر اصل را بنویسم جوابیه مدیر وبلاگ ارزشی توپخانه را در مورد مطلبی که این جا نوشته بودم بگذارم. آری می دانم صحبت از این افراد بدون شک یک وجاهت بخشی بی مورد است اما باید نوشت!


کار کثیف آقای خانعلی پور در تبلیغات انتخاباتی
می گویند برای هرزگی هزار راه وجود دارد اما هیچکدام به اندازه تظاهر به پاکدامنی کثیف نیست! عجب روزگاری هست این روزگار معاصر ما! شکست ها و تجربه ها بسیار اما عبرتها و عبرت گیرها کم. شخصیت های تصنعی که روزی همین روزگار معاصر دستشان را روکرده و باز رو می کند وبالاجبار باید باور کنیم. شاید مهاجرانی مثال همه فهمی باشد روزی وزیر نظام بود اما امروز وزیر ضد نظام ها! امثال او یا واقعاً مرده اند یا در عین زنده بودن مرده اند. بگذریم این روزها در انتخابات شهرستان رودسر و املش چه چیزها که نمی بینی و نمی شنوی. گاهی از این خبرها آهی می کشم گاهی آفرین می گویم گاهی دعا می کنم گاهی لعنت می فرستم و گاهی هم نظرم را می خواهند، می گویم و البته گاهی هم در برگه های A4 یک رو برای وبلاگم خط خطی می کنم! این اواخر چیزی شنیدم که اولش خندیدم اما بعد با خود گفتم باید گریست به حال این جماعت سیاست زده مفرط. گرچه مورچه چی باشه که کله پاچه اش.....اما کاش به جای حرف مفت زدن یه کم برای توسعه شهرستان برنامه عملی داشتند؟ شنیدم که آقای خانعلی پور گفته اند من از طرف بیت رهبری وآقا آمده ام. آقای خانعلی پور پیاده شو باهم بریم! به چه قیمتی داری از آقا هزینه می کنی؟؟! این بی اخلاقی های عهد بوق چرا؟! حالا اینکه یکی از بستگان نزدیکت کارمند جایی باشه دلیلی نمیشه که شما این بی اخلاقی را بکنی؟! امروز در هر وزارتخانه و نهادی اشکوری ها هستند این که نشد دلیل پس مثلاً آقای Xنماینده فلان وزیر در اشکورات و رودسره! رفقا مبادا فریب این سخن سراپا کذب محض را بخورید، اینها نشانه ضعف است، نشانه دنیازدگی هست! برادر لااقل حرمت لباسی که می پوشی را داشته باش، فاصله تا یوسفی اشکوری شدن راهی نیست!! از ما گفتن بود. بی گمان این دروغگویی ها عاقبت خوبی ندارد. نمی دانم این بشر پیش خودش چی فکر کرده که اینگونه بی محابا از دیگران هزینه می کند! گفتن چنین حرفی یعنی ولایت مداری تعطیل! چرا نباید خودمان باشیم واقعاً برای انتخابات مجلس نیازی به این کارها هست؟! نمی دانم این کار ناشی از نقص ....؟! اما هرچه هست باعث می شود که در نهایت موجب تنفر دیگران باشد! امیدوارم نهادهای مسئول به این مساله واکنش نشان دهند. نمی دانم شاید این توهم آقای خانعلی پور یک شوخی باشد ولی باز بهرحال شوخی هم دراین حد یا از ......؟! راستی آقای خانعلی پور شما که به ظاهر دم از ضد مشایی بودن می زنید می خواهم بدانم چگونه است که از بین این همه روستاهای اشکور روستایی چون گیری یعنی روستای شما مورد تفقد ویژه آقای مشایی قرار بگیرد و کنتور آب رایگان به دستور ایشان برای اهالی محل فراهم شود؟! آقای خانعلی پور این هنر نیست که می آیید در منزل ب الف می گویید اتوبوس اتوبوس آدم از نوشهر و چالوس می آورید. یا مثلاً 4مغازه تا 2هفته پیش در شهرکلاچای فیکس کرده ای! اینها رای نمی سازد! بیراه نیست اگر بگویم 99% افرادی که اکنون دورو بر شما هستند صرفاً بخاطر پول و دستو دلبازی شماست!! ودر نهایت آقای خانعلی پور این انتخابات هم تمام می شود به فکر بعدش هم باش که چگونه از تو یاد کنند! کاندیدای اشکوری الاصل انتخاب با توست، اینکه یکی مثل یوسفی اشکوری بشوی که خلع لباست کنند یا آیت الله معصومی اشکوری که پس از سالها هنوز از او به نیکی یاد می کنند؟!
خانی،کپی برابر اصل عباسی
عباسی،مستغرق در مرداب متعفن دروغ

آقای عباسی آنگاه که بجای اینکه باری از روی دوش مردم برداری، پا روی دوش مردم می گذاری تا خودت را بالا بکشی؛ آنگاه که غرور کشاورزی را بخاطر روزه سکوتت در مجلس پیش زن و بچه اش له می کنی؛ آنگاه که کاخ آرزوهای جوانی را بخاطر سلیقهمحوری و پسرخالهبازیها ویران می کنی؛ آنگاه که شمع امید خانواده ای را بخاطر نفعجویی و تملق و چاپلوسی خاموش می کنی؛ آنگاه که حق بنده ای را با بی عدالتی نادیده می انگاری اما برای خانواده ات دیده ها تیز می کنی؛ آنگاه که گوشت را می بندی تا صدای خردشدن غرور یک چایکار را نشنوی؛ آنگاه که برای گرفتن رای مردم به دروغ و عوامفریبی متوسل می شوی؛ آنگاه که عکس شهدا را می بینی اما برعکس شهدا عمل می کنی؛ آنگاه که خدا را می بینی و بندگان خدا را نادیده می گیری؛.... می خواهم بدانم دستانت را به کدام آسمان دراز می کنی تا برای خوشبختی خودت و خانواده ات دعا کنی؟
رهبرمعظم انقلاب در تذکری خطاب به ما مردم می فرمایند:کسی را برگزینید که درد کشور را بفهمد درد مردم را بداند و از درد مردم احساس درد کند با مردم یگانه و صمیمی باشد ساده زیست باشد و خود و خانواده و نزدیکانش از فساد و اشرافیگری و اسراف دور باشد.
خدایا، چگونه خاموش باشم؟! لینک تمامی مطالب(اینجا).

اگر که شوکتِ این باغ،به چشم تنگِ تو خار است به گوشِ خود بسپار این فقط شروعِ بهار است
به تیغ و دشنه تنِ ما نکرده پشت به میدان و نیز جای سرِ ما نه شانه که سر دار است
از آن گلی که شکستید هزار غنچه بروید مباش در پی شاهد فزون ز حد شمار است
به شهریاریِ شهرِ شرف رسیده،هر آنکس که مرگ در نظرش جز میان معرکه عار است
هلا سیوف برهنه، شما و سینه چاکم که بیقراریِ ایل از صدایِ پایِ سوار است
شکستنِ گل اگرچه نشانده غم به دلِ باغ به جاده لاله نشاندن به پیشوازیِ یار است.

آقای عباسی بقولی حاجی رفتی مجلس دکتر برگشتی، معلم رفتی مجلس استاد دانشگاه برگشتی، مدیر مدرسه رفتی مجلس عضو هیئت امنای دانشگاه گیلان برگشتی و.... پس کی برای مردم وقت داشتی؟! همسرت کارهای بود که در بانک توسعه تعاون کارهای شد؟! حقوق آنچنانی میگرفت که امروز میگیرد؟آیا براساس تخصص و شایستگی میگیرد یا رانت شما؟ بگو حق مردم دیارم را به چه فروختی؟ پایت را از روی گردن حق مردم نجیب دیارم بردار لطفا! بگو بگو...! بگو مرد باش، بگو اصلاً نوش جونم، بقولی نیم کیلو باش اما مرد باش...! توبه از تو گذشته، دیر زمانی است که با مرام ومعرفت بیگانه ای. چی سوار میشدین که امروز همسرت زانتیا سوار میشود؟! به نام نماینده مردم رفتی مجلس اما به کام مردم نبودی، پشت خودتو خانوادهات را بستی! نماینده خود بودی نه مردم!آری پا رو گردن حق مردم دیارم نهادی! بس نیست دیگر چی میخوای از جون مردم؟؟؟! بگو خواهشاً بگو 6 ماه سکوتت بخاطر مطالبه چایکاران را به چه فروختی؟! 4سال قبل یادت هست که 3 نفر کفن پوش بوتههای چای به دست را در سخنرانیهای انتخاباتی شهر به شهرت میبردی؟! مطمئناً یادت هست. چی شد پس؟ راست میگفتی منظورت این بود که چایکاران را کفن میکنی! الوعده وفا مشدی اسماعیلها رفتن اما دسترنج چای امسالش پول کفنشان هم نشد! بگو بگو! به حرمت همین اشکام قسم گاهی که فکر میکنم آن کشاورز پیش زن و بچهاش چی کشیده از دنیا سیر می شوم. چه امیدی داشتند چی شد؟! در این 8سال هیچ طرح و برنامهای برای پیشرفت شهرستان، برای رونق کشاورزی، برای اشتغال جوانان ارائه ندادی اما برای پیشرفت زندگی شخصی خودت، برای رونق شادی در خانهات، برای اشتغال خانوادهات برنامه داشتی و داری! چقدر پراشتهایی آقای عباسی اما روزی به لیاقت هست نه به اشتها!
مطلب بعدی: اخلاق یردگی عباسی در مقابل جاسبی!

چقدر دروغ! چقدر عوامفریبی،چقدر؟! اشکورات و شهدا پاشنه آشیل من هستند که جنابعالی دقیقاْ دست رو آنها گذاشته ای.دارم برات!! چیزی نگویم بهتر است که باید در عمل نشانت دهم و به خدا واگذارت می کنم. لینک های زیر(۱و۲) توسط ۲تن از بچه های باغیرت اشکور که راستی و درستی را در زندگی دنیا پیشه کرده اند نوشته شده است که برایشان آرزوی طول عمر باعزت(نه ذلت!) زیر سایه الطاف الهی آرزومندم و خدا انشالله به قلم تان برکت دهد و همواره در راه آگاهی و اعتلای انقلاب،اسلام و ایران گام بردارید. دست مریزاد، خداقوت.
۱. فقط وعده!!

حدود ۳ هفته قبل با آقای پور محمدی عزیز و دوست داشتنی رئیس سازمان بازرسی کل کشور در مورد آقای عباسی صحبت کردم. در این دیدار ضرورت حساس بودن سازمان بازرسی نسبت به آقای عباسی که عنصر نامطلوبی برای مردم در مجلس بوده اند را توصیه کردم. در هفته جاری نیز روز دوشنبه به طور مفصل با آقای ب یکی از افراد شاخص نظام که هم مورد تایید جبهه متحد اصولگرایان و هم جبهه پایداری می باشد صحبت کردم و به ایشان عرض کردم"فاتحه این اصولگرایی را باید خواند اگر عباسی نماینده رودسر و املش ادعای آن را داشته باشد". این جمله را همچنین به یکی از اعضای ارشد جبهه متحد اصولگرایان پیامک کرده ام. اگر خدا بخواهد به زودی با یکی از اعضای ارشد شورای نگهبان در مورد عملکرد آقای عباسی صحبت خواهم کرد. اما می خواهم نامه ای که پیوست رفتار غیر اصولی و غیر انسانی آقای عباسی در طول نمایندگی مجلس هست را به دفتر مقام معظم رهبری(مد ظله العالی)و .... بفرستم از شما هم می خواهم که هرگونه اطلاعی از عملکرد آقای عباسی دارید را برایم بفرستید تا با کمک هم دست ایشان را پیش مسئولان نظام رو کنیم. با همه این اوصاف تا دستم کشیده وار صورت عباسی را نوازش نکند آرام نمی گیرم،چرا که فردا روز قیامت اگر شهدای منطقه که خیلی از آنها کشاورز زاده بودند به من گفتند چرا در مقابل رفتار عوامفریبانه عباسی پیش پدرانمان سکوت کردی؟ دستم را جلوی شهدا بگیرم و بگویم از دستم بپرسید!!!
ــــــــــــــــــ
موارد فرستاده شده ۴مورد(محرمانه). متشکرم
بسمه تعالی
ضمن سپاس از نظرات و بازخورد مثبت و منفی مطلب "مندرج" لازم به یادآوری است که متاسفانه از متن منتشره محتوای متفاوتی برداشت شده است اما این حق را هم بدهید که دقیقاً از انتصابات چند ماه اخیر معاونان فرمانداری رودسر و سایر نهادهای اجرایی شهرستان های رودسر و املش در سال منتهی به انتخابات اینگونه استنباط شود. مگر شهرستان ما قحط الرجال است؟؟! بر خود لازم دیدم که این امکان و تصور پیش از آنکه در سطح جامعه ایجاد شود به مسئولین ذیربط هشدار داده باشم. نقد مذکور هم نه برای تخریب که از باب نهی از منکر از ایجاد تردید در بین مردم شهرستان بود. بر خود لازم می دانم اگر ضعف در انتقال پیام سبب تکدر خاطر برادران ارزشی خودم شده است پوزش بخواهم اما انتظارم سعه صدر بیشتری در برابر نقد دلسوزانه بود نه آنکه به جای حمل بر صحت حمل بر تخریب و قصد تشویش اذهان عمومی قلمداد نماییم. گرچه شخصاً معتقدم شورای نگهبان و هیئت نظارت کارشان را خوب بلدند و آقایانی که با مهره چینی در هیئت اجرایی شهرستان های رودسر و املش نیت پلیدی دارند را ناکام خواهند گذاشت. در یک کلام باید نسبت به کارهایی که ممکن است در آینده ایجاد شبهه کنند هوشیار باشیم.
السلام علی من التبع الهدی
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
این جوابیه جهت تنویر افکار عمومی و بازدیدکنندگان عزیز و نیز جلوگیری از هرگونه سوء استفاده احتمالی نسبت به مطلب مندرج نوشته شده است.حجت الاسلام سید احمد خاتمی خطیب نمازجمعه 9 دی امسال در تهران به کاندیداهای انتخابات نهمین دوره مجلس شورای اسلامی توصیه کرد:
برای کسب رای دروغ نگویند.
کاندیداهای نمایندگی مجلس مصلحت نظام را فدای مصلحت شخصی نکنند.

معتقدم شهرستان رودسر و املش اگر در این ۸ سال نماینده نداشت چیزی را از دست نمی داد کما اینکه چیزهایی هم بدست می آورد. در این ۸سال در بعد رسانه ای اعم از نوشتاری و تصویری بارها و بارها شهرستانمان تیتر رسانه ها قرار گرفت و این عباسیِ ....(چی بگم آخه!) فقط و فقط یه مشت حرف مفت تحویل مردم می دهد. نماینده ای که از رو هم نمی رود! اینجا برای شروع به صورت نمونه، کدهایی قرار میدهم که در ۶ماه اخیر چه از تلویزیون چه از خبرگزاری ها مورد تمسخر قرار گرفتیم! شاید مهمترین دلیل این نابسامانی نبود برنامه و خلاقیتی برای پیشرفت شهرستانهای رودسر و املش می باشد آنچه در این شهرستان ها دیدیم فقط بدعت هایی بود که این آقای نماینده در عزل و نصب ها،رانت ها٬ معامله گری ها٬،وعده های تو خالی از اساس دروغ،تطمیع،تخریب،نان بری مدرسان(چه در سطح دبیرستان و چه در سطح دانشگاه)،کارهای تبلیغات محورِ صرف و عوامفریبی های آخرت سوز، منفعت ها و استفاده های شخصی و.......... ! و البته این روزها حرف های گنده تر از دهانش در تمامی زمینه ها در وبلاگهای دروغ پردازش می بینیم!! جبهه انقلاب شهرستان ما کجاست؟وقتِ تو دهنی زدن به آقای به اصطلاح نماینده است. چرا باید به نام نمایندهِ مردم حقوق میلیونی بگیرد اما وکیل الدوله صرف باشد! اولین فصل سال چایکارما محصولش را برداشت می کند اما دسترنجش آخرین فصل سال! و این آقای نماینده که اگرمن درقسمت نظرات وبلاگم به ایشان نمی گفتم "گویا لال شده" بعید می دانم که صحبتی در مجلس می کرد!! حرف برای گفتن زیاد است اما یک کلام ختم کلام: آقای عباسی نباشی به که در جایت نباشی!
سواحل چابکسر در خبرگزاری های مختلف:(خبرگزاری مهر)(صراط)(مشرق)(فردا) و... . ساحل رودسر نیز توسط سایت و روزنامه همشهری رسانه ای شد. و شاید نقطه اوج این موارد در صداو سیما و برنامه صرفاْ جهت اطلاع در ماه های مرداد و آبان باشد. الهی چگونه خاموش باشم؟!

مدتی است آقای عباسی به همت دوستانشان مبادرت به ایجاد وبلاگ هایی کرده و آنقدر شرایط شهرستان را مثبت و خوب معرفی می کنند که گویا تو ایران شهرستان و نماینده منحصر به فرد داریم. گاهی آدم باورش می شود که چه گلستانی است این شهرستان و نماینده ای است این آقای نماینده! .ما کاری به این عناوین و تمجید ها نداریم. ولی گاهی عده ای اینقدر کم حافظه و بی انصاف قلم می زنند که گویا مردم این شهرستان مردگان متحرکند. با نگاهی به این وبلاگ های زنجیره ای به همه این قضایا می توان پی برد. طوری عنوان می شود که مردم هیچ غمی ندارند و همه غرق در خوشی اند. البته می توان اینطور تصور کرد که شاید مطلب نویسانشان مشکلی ندارند، چون مفت بیت المال را می خورند و مفت استخدام می شوند و مفت تر از آن مطلب می نویسند.من به آن ها خرده نمی گیرم، چون خاصیت قلم های حلقه به گوش همین است و بس! ولی در دین و مذهب ما اینگونه بودن جایز نیست. جایز نیست بنده کسی باشی و انصاف و خدا رو نادیده بگیری. جایز نیست کسی رو معصوم جلوه دهی در حالی که آن کس منافق گونه کار می کند. مصلحت اندیشی و قدرت طلبی را فدای واقعیت ها می کند. بگذریم.....این درد ها زیاد است و .. .سعی می کنم بخشی از مطالبشان را موشکافی کنم هر چند که همه می دانند چه آشفته بازاریست شهرستان.
ما هم اعتقاد داریم که همه کاندیدا ها محترمند ولی .....